اسلایدهای فارسی آموزش ارتباطات وایرلس
در ارتباطاتِ وایرلس، برخلافِ پورتِ سوییچ، رسانه مشترک است. همهٔ ایستگاههایی که با یک اکسسپوینت کار میکنند زمانِ پخش را میانِ خودشان تقسیم میکنند؛ به همین دلیل یک کلاینتِ دور و کندْ سهمِ زمانیِ بیشتری میگیرد و کلِ سکتور را آهسته میکند. این یک نکتهٔ طراحی است، نه خرابی.
نقطهبهنقطه یا نقطهبهچندنقطه. در لینکِ نقطهبهنقطه دو سرِ ثابت با آنتنِ جهتدار به هم وصل میشوند و همهٔ ظرفیت برای همان یک مسیر است. در نقطهبهچندنقطه یک ایستگاهِ مرکزی چند مشترک را پوشش میدهد و ظرفیت میانشان تقسیم میشود؛ انتخابِ بینِ این دو قبل از انتخابِ برند انجام میشود.
آنتن را از روی کارکرد انتخاب کنید. آنتنِ اومنی برای پوششِ گرداگرد، سکتور برای تقسیمِ پوشش به چند بخشِ قابلِمدیریت، و جهتدار برای مسیرِ ثابتِ دوردست. آنتنِ پربهره پوشش را «بلندتر» میکند، نه «پهنتر».
قدرتِ سیگنال تنها معیار نیست. آنچه نرخِ واقعی را تعیین میکند نسبتِ سیگنال به نویز و میزانِ خطا است. سیگنالِ قوی در محیطی پر از تداخل، لزوماً لینکِ خوبی نمیسازد؛ و بالابردنِ توانِ ایستگاهِ مرکزی وقتی کلاینت توانِ پاسخ ندارد، فقط تعادلِ لینک را به هم میزند.
کانال را انتخاب کنید، نه اینکه به آن تن بدهید. پیش از نصب، طیف را ببینید و کانالی را بردارید که کمترین شلوغی را دارد؛ کانالهای همپوشان در یک سایت، همدیگر را خراب میکنند.
گرهِ پنهان. در نقطهبهچندنقطه ممکن است دو مشترک همدیگر را نشنوند و همزمان حرف بزنند. نتیجهاش برخوردی است که در آمارِ ایستگاهِ مرکزی بهصورتِ خطا و ارسالِ دوباره دیده میشود.
و در پایان، مسیرِ رادیویی با فصلها عوض میشود: برگِ درختی که زمستان مانع نبود، تابستان هست. لینکی که با حاشیهٔ اطمینانِ کافی طراحی شود، این تغییرها را تاب میآورد.